زندگی

 

زندگی ...                                                                   

 

نمی دونم که این واژه را درست انتخاب کرده ام یا نه ؟ همیشه این سوال

 

برام مطرح بوده که " زندگی" یعنی چی؟ زندگی چیه ؟ خدایا نمی دونم فقط

 

اینومی دونم خسته ام اونم از زندگی خسته ام.

 

آیا زندگی یعنی اینکه آدم به دنیا می آد، دوران کودکی، نوجوانی، جوانی

 

درس می خواند، به دانشگاه می رود، ازدواج می کند، دوران میان سالی

 

کهنسالی وآخر مرگ و بچه هایش هم همین روند را ادامه می دهند یا همه

 

این روند را ادامه می دهند. نمی دونم، خیلی دلم می خواد بفهمم

 

" زندگی" یعنی چی؟

 

وقتی به دورواطرافم نگاه می کنم، به خودم می گم من از زندگی چی

 

میخوام؟ فقط اینومی دونم اون چیزی روکه دیگران میخوان من نمیخوام.

 

بارها به خدا گفتم، خدایا خسته ام خسته، دیگه نمیخوام توی این دنیا

 

باشم. دیگه نمی خوام توی این آشفته بازار باشم، عجب آشفته بازاریست

 

دنیا، عجب بیهوده تکراریست دنیا دلم می خواد تا آخرعمرم یا تا آخردنیا

 

بخوابم، فقط  فقط  بخوابم.

 

دیگران میگن زندگی قشنگه، پیش خودم میگم واقعا زندگی قشنگه ؟ دیگه

 

حوصله زندگی کردن ندارم، دلم میخواد برم فقط فقط برم کجا نمیدونم،

 

شاید اون دنیا

 

تازه خیلی ها میگن اون دنیا هم برم " زندگی جدیدی " رو باید آغاز کنم.

 

پس زندگی این دنیا با آن دنیا چه فرقی می کنه ؟

 

وای خدای من چقدر خستم خسته خسته خدایا تو بگو زندگی چیه ؟ آیا به

 

این دنیا اومدن و یکسری رشد و نمو و اعمال خوب و بد انجام دادن

 

یا انجام ندادن وازدنیا رفتن زندگیه ؟ خدایا گوشِت با منه ؟ توکه ازدرون

 

من خبرداری، توکه میدونی چی میگم  پس به من بگو " لبیک " ای بنده

 

من چی می خوای بگی؟

 

اون موقع است که سرمو بذارم رو شونت های وهای گریه کنم و گریه

 

کنم، داد بزنم وعقده ها مو خالی کنم. آی زندگی زندگی تو چه کردی با

 

من تو چه کردی. انگارتوی این دنیا سیر نمی کنم. از زندگی توی این

 

دنیا با همه آدمهای خوب و بدش خستم. انگار یک باری روی شونه هامه

 

چقدرسنگینم. خدایا می گن زندگی سخته پس زندگی آسون کدومه ؟

 

با هیچ چیز این دنیا حال نمی کنم اگر هم حال کنم خیلی زود گذره ولی

 

اینومی دونم که با توبودن حال دیگه ای داره. وای چقدر قشنگه با تو

 

بودن چه صفایی داره وقتی سر به سجده می زارم خودمو در مقابل

 

عظمت تو می بینم که  دارم گریه می کنم سبک می شم  و می گم خدایا به

 

فریادم برس چون آخر نفهمیدم " زندگی " چیه؟


 

نوشته شده توسط میلاد در شنبه نوزدهم فروردین 1385 ساعت 3:36 موضوع | لینک ثابت