این مطلبی رو که میخوام عنوان کنم حمل بر بی ادبی نشه اما به نظر من یکی از مشکلات یا بهتر بگیم ورد زبان اکثر مردم شده

اما داستان چیه؟ تا حالا شده با دوست خود شوخی کنید و توی این شوخی ها از فحش استفاده نکرده باشید. به قول دوستان احساس راحتی بیشتر با همدیگه دارن.

توی این فحش ها جمله عمتو خیلی رواج داره. حالا این عمه چه گناهی کرده من نمیدونم. مثلا اگه بخوام فحش نثار همدیگه کنیم پای عمه ها میاد وسط . به قولی بالا و پایین همدیگرو نثار عمه جان می کنیم. مثلا میخوای به طرف بگیم فلان چیز یا فلان فیلمی که او دوستش داره خرابه، میگه عمت خرابه و خیلی چیزای دیگه که احتیاجی به عنوان کردن نداره.

حالا چرا "عمه آره خاله نه" من نمیدونم. شاید یکی از دلایل این باشه که چون عمه به بابا بر میگرده و خاله به مامان مقداری تعصب اینجا چاشنی کار میشه و روی مامان که نسبتی با خاله جان داره تعصبی خاص پیدا میشه اما عمه انگار کسوکاری نداره و بیکسه. انگار نه انگار داداشی داره که اونم بابا جون باشه. حالا اگه خاله مجرد هم باشه که رگ گردن بیشتر باد میکنه اما عمه در صورت مجرد بودن کسی پیدا نمیشه ازش دفاع کنه. (من هستم)

خلاصه اینکه هم عمه دوست داشتنیه هم خاله اما عمه بیشتر مورد آماج حملات همه جانبه ریز و درشت واقع میشه.

این که نفس عمل بده کسی تردیدی نداره اما چیزی هست که وجود داره و جمله چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است هم قبوله اما هدف این بنده حقیر فکر کردن به نفس عمله که چرا باید انجام بشه یا چرا چنین چیزی وجود داره.

و باید اون شعر معروف هم اینجا بیاریم که میگه: عمه جون قربونتم آتیشه سر قیلونتم، عمه حرفامو گوش کن پاشو سماورو جوش کن(شعر اصلی خاله بوده و من برای حمایت از عمه اینو نوشتم.)

فقط این مطلب را با دید باز و واقع بینانه بخوانید و نظر دهید و حمل بر بی ادبی من نزارید. همین


 

نوشته شده توسط میلاد در دوشنبه دوم دی 1387 ساعت 23:6 موضوع | لینک ثابت